تبيين و طراحي الگوي ارزشيابي خط مشي عمومي با رويکرد اسلامي

ارزشيابي خط مشي عمومي در ادبيات، فرهنگ و محيط خاصي متولد شده، رشد نموده و فراگير گرديده است. مدل هاي و رويکردهاي خاصي در اين زمينه از سوي انديشمندان حوزه خط مشي گذاري ارائه شده است که بر مباني خاصي بنا شده اند. اين مدلها مؤلفه هاي ويژه اي را براي ارزشيابي در نظر گرفته و روش هاي خاصي را براي سنجش و تحليل آن مطرح نموده اند که با جامعه اسلامي، فرهنگ، باور و ارزش هاي آن متفاوت بوده و گاه در تضاد است. در اين تحقيق، محقق با استفاده از روش تحليلي - استنباطي، آيات قرآن و سنت اسلامي را مطالعه نموده و به اين نتيجه رسيده است که منحصر دانستن ارزشيابي به بعد از اجرا نگاه ناقص به آن است، زيرا ارزشيابي به معناي "بررسي اثربخش، نتايج و پيامدهاي کوتاه مدت، ميان مدت، بلند مدت، مستقيم و غير مستقيم، آشکار و غير آشکار يک برنامه"، هم معنا با واژگان قرآني مانند تفکر، تعقل، تدبر، نظر و مانند آن است. مطابق اين مشابهت، ارزشيابي زماني کامل است که جامع و مستمر باشد. اين دو شرط (جامعيت و استمرار) زماني تحقق پيدا مي کند که همانند ارزشيابي بعد از اجرا، قبل و حين اجرا نيز خط مشي ارزشيابي شود؛ زيرا نتايج و پيامدهاي ارزشيابي، ممکن است در حين اجرا و يا قبل از اجرا ريشه داشته باشد؛ پس همانگونه که ارزشيابي بعد از اجرا لازم است، ارزشيابي قبل و حين اجرا هم لازم اند و به عبارتي، زماني ارزشيابي و تعيين ارزش يک خط مشي عالمانه و عادلانه است که فقط نتايج بعد از اجرا ديده نشود بلکه ريشه هاي آن در قبل از اجرا و حين اجرا هم ملاحظه شود. اين ملاحظه را مي توان "سير از آينده به گذشته" يا "سير معکوس" ناميد. اين نگاه به ارزشيابي، ريشه در مباني و اصول خاصي دارد که نظريه و سپس فراگرد ويژه را براي ارزشيابي تعيين مي کند. فراگرد مذکور تحت تأثير عواملي قرار دارد در عين حال موانعي نيز وجود دارد که از انجام ارزشيابي ممانعت نموده و يا در انجام آن اخلال ايجاد مي کند. اين موانع مي تواند ساختاري، محيطي و فردي باشد.

پديدآورنده: 
محمدرضا رحیمی