انتشار فصلنامه معارف عقلى

- معرفى
- هدف
- هيئت تحريريه
- رتبه علمى
- قلمرو فعاليت
- نمايه موضوعى مقالهها
- چكيده مقالهها

صاحبامتياز: مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)
مدير مسئول : احمد ابوترابي
سردبير: محمد فنائي اشکوري
جانشين سردبير: محمدباقر ملکيان
مدير اجرايى: محمد علي شريفي اسدي
همکار اجرايي: رضا صفري
آمادهسازى و انتشار نشريه تخصّصى مرتبط با فعاليتهاى مركز (فصلنامه معارف عقلى)
معارف عقلى فصلنامهاى تحليلىـ پژوهشى در زمينه علوم عقلى اسلامى، دائرةالمعارفنويسى و تحقيقات بنيادين، متناسب با اهداف مركز پژوهشى دائرةالمعارف علوم عقلى اسلامى است.
قلمرو اين نشريه، طيف وسيعى از مبنايىترين مباحث منطقى، فلسفى، كلامى، عرفانى است.
همچنين اين نشريه، صيانت و پاسدارى از آموزههاى بنيادين دينى در برابر انديشههاى التقاطى مطرح شده در دانشنامهها و زمينه جهت تبادل نظر، تضارب آراء و نقد مباحث مرتبط با دائرةالمعارف علوم عقلى اسلامى را مورد توجه قرار مىدهد.
انتشار اين نشريه از تابستان 1384 آغاز گرديد و تا كنون سه پيششماره و چهارده شماره از آن منتشر شده است.
هر شماره از اين نشريه در حال حاضر مشتمل بر دو بخش ـ مباحث بنيادين علوم عقلى و مباحث دائرةالمعارفى ـ است؛ كه مباحث علوم عقلى 80% از حجم هر شماره را تشكيل مىدهد. لازم به ذكر است كه در هر يك از فصول چهارگانه، يكى از موضوعهاى علوم عقلى اسلامى (منطق، فلسفه، كلام، عرفان) منتشر مىگردد.
- أ) انتشار محصولاتى از مركز كه قبل از عرضه نهايى قابل عرضه اوليه هستند؛
- ب) تهيه و انتشار مقالاتى در باره مباحث بنيادين علوم عقلى اسلامى؛
- ج) انجام تحقيقاتى در مورد شيوههاى فعاليتهاى تحقيقى و موضوعات بنيادين علوم عقلى اسلامى.
- د) ايجاد زمينه تبادل تجربيات با مراكز مشابه؛
تفصيل اهداف اين نشريه در اساسنامه نشريه آمده است. اين اساسنامه در تاريخ 29/8/84 درهيأت رئيسه مؤسسه به تصويب رسيده و مورد تأييد رياست مؤسسه قرار گرفته است.
احمد احمدى، غلامرضا اعوانى، محمد حسينزاده، محمد فنايى اشكورى، غلامرضا فياضي٬ على مصباح٬ احمد واعظي
علمىـتخصصى
- أ) فصلنامهاى تخصصى در حدّ موضوعات مرتبط با فعاليتهاى مركز؛
- ب) تيراژ در حال حاضر 1000 تا 1200 نسخه در هر فصل؛
- ج) تعداد صفحات بين 150 تا 220 صفحه.
شماره يک
جايگاه و اهميت پژوهشهاى بنيادين (آيتاللّه مصباح يزدى)
مركز پژوهشى دائرةالمعارف علوم عقلى اسلامى، در يك نگاه (احمد ابوترابى)
پيرامون دائرةالمعارفنويسى (گفت وگو با آيتاللّه رضا استادى)
نگاهى به دائرةالمعارفنويسى (محمدحسن هادوى)
فلسفه (سير اجمالى در تاريخ فلسفه اسلامى) (آر. آرنالدز / مترجم: جمعهخان افضلى)
نقد مقاله "سير اجمالى در تاريخ فلسفه اسلامي" (استاد غلامرضا فياضى / تهيه و تنظيم: يارعلى كرد فيروزجايى)
ساختار عرفان اسلامى (على فضلى)
معرفى و نقد "موسوعة مصطلحات الفلسفة عند العرب" (مهدى ذاكرى)
علوم عقلى اسلامى؛ بايستهها و كاستىها (حضرت آيتاللّه خامنهاى «مدظله العالى»)
زنجيره بينهايت (تسلسل) (عباس عارفى)
معنا و معيار اسلامى بودن علوم (يارعلى كُردفيروزجايى)
معرفى مكتب تفكيك و نقد نگاه اين مكتب به ترجمه فلسفه از يونانى به عربى (حسين مظفرى)
دائرةالمعارفنويسى در ايران و جهان (حسن طارمىراد)
نگرشى كلى به فرهنگنامهنويسى (سيد ابراهيم موسوى)
طرح تدوين كتابشناسى بزرگ شيعه يا دانشنامه آثار علمى شيعه (رضا مختارى)
پيش شماره سه (عرفان)
عرفان اسلامى؛ بايستهها و كاستىها (آيتالله مصباح يزدي)
نسبت دين، عرفان و فلسفه (سيد يدالله يزدان پناه)
سنجهها و ميزانهاى عرفان اسلامى (على امينىنژاد)
عرفان و رويکرد معرفتشناختى نوين (سيد عطاء انزلى)
ضرورت ايجاد دورههاى آموزش عرفان اسلامى (احمد ابوترابى)
نگاهى به «دائرةالمعارف قرآن كريم» (على خراسانى)
نگاهى به «موسوعة مصطلحات التصوف الاسلامي» (اكبر راشدى نيا)
شماره يک (منطق)
ابزارى بودن منطق (محمد ايزدىتبار)
ساختار منطق (محمدرضا محمدعليزاده)
مقايسة مبناى منطق سنتى و منطق فرگه در تحليل قضيه (يارعلى كُردفيروزجايى)
درآمدى بر منطق (آر. آرنالدز/ مترجم: رضا صادقى)
بررسى و تكميل مدخل «منطق» در دائرةالمعارف اسلام (عسكرى سليمانىاميرى)
شيوهاى ديگر در تدوين فرهنگنامههاى اصطلاحات علوم عقلى اسلامى (احمد ابوترابى)
- منطق (مقالة فرهنگنامة منطق) (محمد ايزدى تبار)
- تصور (مقالة فرهنگنامة منطق) (احمد ابوترابي)
معرفى اصطلاحنامة منطق و تأملى در آن (عسكرى سليمانى اميرى)
شيوهاى نو در مدخلشناسى (محمد کريمى)
شماره دو (فلسفه)
بررسى ديدگاه فليسوفان مسلمان در باب تعريف «تصور» و «تصديق» (تهيه و تنظيم: حسن عبدى)
اقسام بديهى و چالش تحقق (عباس عارفى)
مخالفت امامان معصوم(ع) و اصحاب ايشان با فلسفه از نگاه مکتب تفکيک (حسين مظفرى)
نگاهى به جايگاه علوم عقلى در ميان علوم (باتأكيد بر ديدگاه فارابى، غزالى و قطبالدين شيرازى) (حسن اسلامپور)
معرفيِ گزارشى از اثولوجياى ارسطو (يارعلى کُرد فيروزجايى)
رسالهاى منتشر نشده از اسکندر (مااستخرجه الاسکندر الافروديسى من کتاب ارسطوطاليس المسمّيٰ ]بـ[ ثولوجيا) (يارعلى کُرد فيروزجايى)
کتابشناسى در گذرتاريخ (مهدى رحيمى)
شماره سه (كلام)
پرسشهاى کلامى و پاسخهاى آيتالله جعفر سبحانى (دام عزه) (تهيه و تنظيم: رحيم لطيفى)
جايگاه و گونههاى روش عقلى در علم کلام (على ربانى گلپايگانى)
ادوار تاريخى علم کلام اسلامى (رسول رضوى)
نسبت کلام اسلامى با فلسفة اسلامى (ابوالفضل خراسانى)
روششناسى علم کلام (سيد محمدحسن علوى)
نامهاى مختلف علم کلام (حسين حجتخواه)
بررسى تعاريف علم کلام (احمد حيدرپور)
برزخ در علم کلام (على شمس)
گزارشى کوتاه از دائرةالمعارف اسلام و ترجمههاى آن (رحيم لطيفى)
معرفى و نقد «موسوعة مصطلحات علم الکلام الاسلامي» (محمدرضا امامىنيا)
شماره چهار (عرفان)
توجيه عقلانى کثرت در فرض وحدت شخصى وجود (حسين عشاقى)
گذر از ذهن به عين در براهين عرفا و براهين وجودى (عسکرى سليمانى اميرى)
عناصر و مؤلفههاى عرفان نظرى (مهدى بابايى)
حکيم ترمذى و نظرية ولايت (محمد سورى)
ريشهيابى واژة تصوف و عرفان در قرن اول هجرى (احمد رنجبرى)
فاعليت قريب از ديدگاه فلسفه و عرفان (رسول باقريان)
نخستين و بهترين تذکرة عرفانى (رضا شاکرى)
پروندة علمى و نقش آن در تدوين دائرةالمعارف (رحيم لطيفى)
شماره پنج (منطق)
نقش منطقدانان اسلامى در پيشرفت علم منطق (ميزگردى با حضور: لطفالله نبوى و تنى چند از اساتيد و محققان حوزه)
معرفى فلسفه منطق (عسکرى سليمانى اميرى)
اقسام حمل و احکام آنها (محمدباقر ملکيان)
نقدهايى بر علم منطق و پاسخ به آنها (محمدرضا محمدعليزاده)
حکم در منطق و فلسفه (مهدى بابايى)
بررسى برهان لمّ و انّ و ارزش معرفتى آنها (محمد ايزدىتبار)
صدرالمتألهين منطقدان بزرگ ناشناخته (عسکرى سليمانى اميرى)
مقايسه شيوههاى مستندسازى متن (مهدى رحيمى)
شماره شش (فلسفه)
وجود ذهنى در فلسفة اسلامى (غلامرضا فياضى)
عقلانيت معرفت؛ نگاهى گذرا به پىآمد رويكرد قدما در معرفتشناسى (محمد حسينزاده)
تقريرى از برهان صديقين صدرايى (عبدالرسول عبوديت)
بررسى پيشفرضها و ادلة اصالت وجود (حسين عشاقى)
تأملى در يک برهان(بررسى برهان علامه طباطبايي(ره) بر واجب بودن اصل واقعيت) (حسن معلمى)
چيستى قاعده فرعيت (عسکرى سليمانى اميرى)
بررسى امکان در منطق و فلسفه (محمدباقر ملکيان)
سرّ بداهت تصورى و اقوال در مسئله (عباس عارفى)
بررسى رابطة بداهت با صدق (احمد سعيدى)
نسبيت و اطلاق در اخلاق از ديدگاه استاد شهيد مطهرى (مجيد ابوالقاسمزاده)
کتابشناسى؛ چيستى و شيوهها (ابراهيم عليپور)
شماره هفت (کلام)
بررسى رابطه علم كلام و فلسفه (على ربانىگلپايگانى)
باورها و فرقههاى خوارج (يعقوب جعفرى)
معرفت لازم و کافى در دين از منظر دروندينى (محمد حسينزاده)
وجه گرايش مسلمانان به علوم عقلى غيرمسلمانان (محمدباقر ملكيان)
معاد جسمانى در قرآن و تبيين آن در حکمت سينوى و صدرايى (احمد حيدرپور)
ترجمه مقاله «كلام اسلامي» از دائرةالمعارف راتلج و نقد آن (جمعهخان افضلى)
شيعه در الموسوعة الميسرة فى الاديان و المذاهب و الاحزاب المعاصرة (ابوالفضل خراسانى)
شماره هشت (عرفان)
عرفان و تصوف در گسترة روايات (على امينىنژاد)
عناصر و مؤلفههاى عرفان عملى (مهدى بابايى)
نظرى بر واگويههاى عاشقانه در ادبيات عارفانه (مسعود اسماعيلى)
عرفان اسلامى در فرايند تعامل دين و فطرت (على فضلى)
علم انسان كامل (اسدالله شكريان)
جلوهاى از رويارويى شهود و خرد (ابراهيم نوئى)
اصول و شيوه اصطلاحنامهنويسى (لئونارد ويل/ مترجم: رحمتالله رضايى)
نگاهى نو به شيوة رايج اصطلاحنامهنويسى (احمد ابوترابى)
شماره نه (منطق)
نگاهى تطبيقى به احكام تحليلى كانت و قضاياى ذاتية المحمول (احمد ابوترابى)
اثبات علم و نفى سفسطه در معرفت (بازسازى برهان ابنسينا و آثار آن) (عسکرى سليمانى اميرى)
نكاتى دربارة گزارههاى حقيقيه (حسين عشاقى)
نقد و بررسى مناظره سيرافى با متّيٰ در نقد منطق (محمدرضا محمدعليزاده)
بررسى و نقد اقوال در سرّ بداهت تصورى (عباس عارفى)
سُبكى و منطق؛ مفارقت يا مرافقت (ابراهيم نوئى)
حمليه مرددة المحمول و كاربرد آن در استدلالهاى مباشر و قياسهاى اقترانى (ابراهيم بازرگانى و عسكرى سليمانىاميرى)
معرفى و بررسى موسوعة كشاف اصلاحات الفنون و العلوم (محمد كريمى)
شماره ده (فلسفه)
علم پروردگار به آفريدگان، پيش از آفرينش (غلامرضا فياضى؛ تنظيم و نگارش: حسين مظفرى)
برهانهاى صديقين؛ تقريرها، اشكالها و پاسخها (حسين عشاقى)
تقريرى بديع از برهان صديقين علامه طباطبايي(ره) (عسكرى سليمانىاميرى)
«ذاتي» در منطق و فلسفه (محمدباقر ملكيان)
نگاهى به آموزش فلسفه براى کودکان در ايران و چالشهاى فراروى آن (محمدعلى شريفىاسدى)
نگاهى به جغرافياى معرفتشناسى غرب (تحقيق و تدوين: رحمتالله رضايى)
يقين؛ پيشينه، انواع و تعاريف (جمعهخان افضلى)
كتابشناسى؛ اقسام، فوائد و كاربردها (مهدى رحيمى)
پيششمارة 1
جايگاه و اهميت پژوهشهاى بنيادين
آيتاللّه محمدتقى مصباحيزدى
اشاره
آنچه ميخوانيد حاصل سخنرانى حضرت آيتاللّه مصباح يزدى، در جمع استادان و محققان دائرهالمعارف علوم عقلى اسلامى است. در اين نشست، جناب استاد، با بيان تاريخچه تأسيس، اهميت فعاليتهاى بنيادى و تفاوت آن با ساير فعاليتها، اهداف و رمز و راز موفقيت اين گونه فعاليتها را بيان فرمودند. با هم اين مقال را پيميگيريم.
مركز پژوهشى دائرهالمعارف علوم عقلى اسلامى در يك نگاه
احمد ابوترابى
چكيده
اين مقال، كه به قلم مدير محترم مركز پژوهشى دائرهالمعارف علوم عقلى اسلامى جناب حجت الاسلام احمد ابوترابى نگاشته شده است، نيم نگاهى به اين مركز دارد. پيشينه تأسيس، اهداف مركز، قلمرو فعاليت، انواع فعاليتها و معرفى بخشهاى مختلف از جمله محورهاى مورد نظر در اين مقال ميباشد.
كليدواژهها
كتابشناسى، مدخلشناسى، پشتيبانى علمى، تدوين متون.
درباره دائرهالمعارفنويسى
گفتوگو با آيتاللّه رضا استادى
اشاره
اين مقاله، حاصل گفتوگو با آيتاللّه استادى، درباره جايگاه، اهميت و تاريخچه دائرهالمعارفنويسى است. ايشان با اظهار خرسندى از فعاليت مركز پژوهشى دائرهالمعارف علوم عقلى اسلامى فرمودند: پرداختن به اين گونه فعاليتها، فى نفسه كارى مفيد و ارزشمند است. از جمله فوايد جانبى آن، رشد و پرورش طلاب مستعد و جوان در رشتههاى علوم عقلى اسلامى است. از آنجا كه بين محصولات اين گونه مراكز پژوهشى ـ تخصصى و آثارى كه به دست فرد يا گروهى محدود منتشر ميشود، تفاوت وجود دارد، از اين مراكز انتظار ويژهاى ميرود و وجود هر گونه اشتباه يا ضعفى در محصولات و آثار علمى اين مراكز قابل اغماض نيست. از اين روى، دستاندركاران اين مركز بايد در امر تنظيم و بازبينى و ارزيابى آثار پژوهشى خود كمال دقت را به كار برند. افرادى كه در امور اصطلاحشناسى و مدخليابى، تشكيل پرونده علمى، نگارش مقالات و مانند آن فعاليت ميكنند، بايد متخصص و آشناى با مبانى اين علم باشند. از آنجا كه امروزه دائرهالمعارفهايى وارد بازار ميشود كه داراى اطلاعات معمولى و عادى است و به بسيارى از منابع مهم مراجعه نميشود، بايد در محصولات اين مركز نهايت دقت، نظارت و وسواس صورت گيرد. از اين روى، بهتر است ابتدا از كارهاى محدودتر و جزئى آغاز شود، سپس با توسعه و گسترش آنها به دائرهالمعارف تبديل شود؛ زيرا معمولاً موفقيت در هر كارى به اين است كه ابتدا در حد محدود، شروع و سپس گستردهتر گردد. در پايان نيز سؤالاتى طرح شده كه حاصل آن از نظر خوانندگان گرامى ميگذرد.
كليدواژهها
دائرهالمعارف، دانشنامه، اطلاعرسانى
نگاهى به دائرهْْالمعارف نويسى
محمد حسن هادوى
چكيده
مقاله حاضر درصدد انعكاس سير كلى دائرهالمعارفنويسى در جهان و بيان فوايد دائرهالمعارف است. اين مقاله، پس از مقدمهاى كوتاه در باب اهميت و جايگاه دائرهالمعارفها در عرصه علمى و فرهنگى، به تعاريف قابل توجه از دائرهالمعارف و مقايسه آن با ساير كتابها، به ويژه فرهنگنامه پرداخته و در ادامه تاريخچهاى كوتاه از پيدايش دائرهالمعارفها و سير تكاملى آن در جوامع غربى و اسلامى را بيان نموده است. در انتها، با دستهبندى دائرهالمعارفها، به شيوههاى نگارش دائرهالمعارف و دشواريهاى آن نيز اشاراتى دارد.
كليدواژهها
دائرهالمعارف، فرهنگنامه، دانشنامه
فلسفه سير اجمالى در تاريخ فلسفه اسلامى1.
نويسنده: آر. آرنالدز (R. Arnaldez)
مترجم: جمعهخان افضلى
چكيده
هدف اصلى نويسنده، اثبات اين ادعاست كه فلسفه (يعنى فلسفه اسلامى) پس از ابوحامد غزالى، به پايان رسيد و آنچه كه امروزه، نام فلسفه را با خود يدك ميكشد، در واقع، كلام اسلامى است. بدين منظور، نخست خاستگاههاى فلسفه و عوامل دخيل در شكلگيرى آن را بررسى، سپس تاريخ فلسفه را به دو دوره سينوى و پساغزالى تقسيم و شاخصههاى هريك را بيان مينمايد. در پايان، به اين نتيجه ميرسد كه فلسفهورزى در آغاز، تلاشى بود براى نيل به هماهنگى بين عقل و دين، اما به مرور، به كلام نزديك شد و سرانجام، خواسته يا ناخواسته در آن ذوب گرديد.
كليدواژهها
فلسفه اسلامى، پساغزالى، فلسفهورزى، فلسفه اشراق، افلاطونگرايى، نوافلاطونگرايى، ارسطوگرايى، عقل، وجود
نقد مقاله «فلسفه» از دائرهالمعارف اسلام2.
استاد غلامرضا فياضى
تنظيم: يارعلى كرد فيروزجايى
اشاره
نگاه مقاله «فلسفه» در دائرهالمعارف اسلام به فلسفه و مراحل آن در جهان اسلام، مانند نگاه اغلب مستشرقان به فلسفه اسلامى، كاستيهايى دارد. گفتار ذيل، كه در مقام نقد آن است، نشان ميدهد اولاً، خاستگاه فلسفه در جهان اسلام صرفا يونانى نيست، بلكه از اسلام و متون دينى نيز بهره برده است؛ ثانيا، فلسفه اسلامى به دو مرحله تقسيم نميشود، بلكه داراى سه مرحله در قالب سه مكتب مشائى، اشراقى و حكمت متعاليه است؛ ثالثا، فلسفه اسلامى با ابن رشد خاتمه نيافته است، بلكه پس از ابن رشد همچنان استمرار يافته و شاهد ظهور فيلسوفان بزرگى بوده است؛ رابعا، فلسفه پس از فخر رازى يا محقق طوسى، به مدرسيگرايى و كلام فرو كاسته نشده و ابتكارات و نوآوريهاى چشمگيرى داشته است؛ مانند قول به اصالت وجود و تشكيك آن، حركت جوهرى، حدوث دهرى و اثبات فلسفى معاد جسمانى.
ساختار عرفان اسلامى
على فضلى
چكيده
اين مقاله، برخلاف توهّم برخى، عرفان اسلامى را داراى ساختارى منتظم ميداند. از اين روى، سعى دارد عرفان اسلامى را، كه در دامن خود شاخههايى چون عرفان عملى، عرفان نظرى، عرفان ادبى و تأويل عرفانى پرورانده است، داراى ساختارى نظاممند بازشناساند. بدين روى، كوشيده است تا همانند خواسته هر علم نظاممندى، پايه و چارچوب تعريف شدهاى براى عرفان مشخص نمايد و براى تأمين هدف خود، رويكرد دينى را، كه عارفان نيز بر آن اصرار دارند، برگزيده است. لذا در آغاز حقيقت دين را در سه ساحت شريعت، طريقت و حقيقت بررسى كرده و آنگاه شاخههاى عرفانى را تعريف و تبيين نموده، سپس به تعاملات ريشهدار اين شاخهها با ساحتهاى دين پرداخته است و براى پيوند شاخههاى عرفانى در ساختار عرفان، نحوه ترابط و پيوستگى آن گرايشها را روشن ساخته است.
كليدواژهها
دين، شريعت، طريقت، حقيقت، عرفان عملى
معرفى و نقد «موسوعة مصطلحات الفلسفة عند العرب»3.
مهدى ذاكرى
چكيده
موسوعة مصطلحاتالفلسفة عندالعرب، از معدود فرهنگنامههايى است كه در خصوص علوم عقلى اسلامى تدوين شده است. اين فرهنگنامه، اصطلاحات فلسفه اسلامى را مستندسازى كرده، در نتيجه اين امكان را براى محققان فراهم آورده است كه ديدگاههاى هر يك از فيلسوفان را درباره تعريف و ويژگىهاى هر يك از اين اصطلاحات و تحول تاريخى آنها دريابند. در كنار اين امتياز، مشكلات چندى در اين فرهنگنامه به چشم ميخورد: چشمپوشى از فلسفه پس از ابنرشد، كمبود منابع، اصطلاحيابى نادرست، بيتوجهى به اشتراك لفظى اصطلاحات، فقدان عبارتهاى لازم، تكرار عبارتها و فقدان نظام ارجاعات.
كليدواژهها
اصطلاحيابى، مستندسازى
پيششمارة 2
علوم عقلى اسلامى؛ بايستهها و كاستيها4.
حضرت آيتاللّه خامنهاى
اشاره
آنچه ميخوانيد، حاصل سخنان مقام معظم رهبرى حضرت آيتاللّه خامنهاى «مدظلهالعالي» در جمع نخبگان و فضلاى علوم عقلى اسلامى حوزه علميه قم است. معظم له، با بيان چالشهاى فلسفه در حوزه بر ضرورت گسترش فلسفه اسلامى تأكيد نموده، نكاتى را در باب آموزش، تحقيق و پژوهش فلسفى يادآورد شدند و امتداد سياسى و اجتماعى فلسفه را امرى لازم بر شمردند.
به نظر معظم له، فلسفه نردبان معرفت الهى و ترويج آن در سطوح مختلف امرى ضرورى است و رقيبسازى براى فلسفه اسلامى و تضعيف آن برنامهاى حساب شده است.
ايشان اصطلاح علوم عقلى را جامع فلسفه، كلام و عرفان خواندند و بر ضرورت ايجاد انجمن حكمت اسلامى و برنامهريزى جريان عقلى در حوزه علميه تأكيد ورزيدند. معظم له در پايان، به سؤالات حاضران پاسخ دادند.
كليدواژهها
علوم عقلى اسلامى، فلسفه اسلامى، كلام، عرفان، منطق، حوزه علميه، ملاصدرا، انجمن حكمت اسلامى، فلسفه غرب.
زنجيره بينهايت
(تسلسل)
عباس عارفى
چكيده
در اين مقاله، پس از ذكر معناى لغوى و اصطلاحى واژه تسلسل، به سير تاريخى اين بحث اشاره ميشود؛ به اين صورت كه مفهوم بينهايت در بستر تاريخياش از منظرهاى گوناگون بررسى ميگردد. سپس درباره استحاله نوع خاصى از بينهايت، كه تسلسل نام دارد، بحث خواهد شد. در اين باره، شرايط استحاله تسلسل، كه غفلت از آن موجب گرديد تا راسل ترتّب سلسله اعداد را تا بينهايت، دليلى بر عدم استحاله تسلسل فلسفى بداند، برشمرده ميشود.
همچنين در اين مقاله به اثبات ميرسد كه برهان وسط و طرف به ارسطو باز ميگردد، و اين برهان برساخته ابنسينا و فارابى نيست؛ گرچه فارابى، ابنسينا و ديگر فيلسوفان اسلامى 32برهانهاى متعدد ديگرى اقامه كردهاند كه برهان فقر و ربط علامه طباطبايى در ابطال تسلسل،
در اوج آنها قرار دارد. اين مقاله به بيش از پنجاه برهان از براهين تسلسل اشاره ميكند و به تفصيل درباره پانزده برهان از آن براهين به بحث خواهد نشست.
كليدواژه
تسلسل، بينهايت، نامتناهى، سلسله بينهايت، سلسله غيرمتناهى، زنجيره بينهايت، استحاله، استحاله تسلسل، بطلان تسلسل.
معنا و معيار اسلامى بودن علوم
يارعلى كُردفيروزجايى
چكيده
در نوشتار حاضر، پس از اشاره به چند نكته مقدماتى ـ از جمله تعريف علم و تقسيم علوم اسلامى به اسلامى از درون و اسلامى از بيرون ـ علوم از جهت روش به سه قسم عقلى، نقلى و تجربى تقسيم شده، معنا و معيار اسلامى بودن (به معناى اسلامى از درون) در هر يك از اقسام، مورد بررسى قرار گرفته است.
علوم نقلى اسلامى، علومياند كه معيار اخذ و رفض گزارهها و نظريهها در آن، نقل معتبر اسلامى است يا اينكه درباره اسلام و موضوعات اسلامى باشد. علوم عقلى اسلامى، علومياند كه گرچه معيار نهايى آنها در ردّ و قبول نظريهها و مسائل، عقل و برهان است، اما اسلام و معارف اسلامى در طرح مسئله يا فراهم آوردن مقدّمات برهان، تأثير الهامبخش داشته است. علوم تجربى اسلامى نيز علومياند كه آموزههاى اسلامى در طرح فرضيههايى كه بايد با محك تجربه اخذ يا رفض شوند، تأثير داشته باشد.
در هر يك از علوم، فقط درباره دستهاى ميتوان با عنوان علوم اسلامى سخن گفت كه اسلام درباره موضوع مورد پژوهش آن سخن گفته باشد.
كليد واژهها:
اسلام، علم، فلسفه علم، علوم تجربى، علوم نقلى، علوم عقلى، علوم اسلامى.
معرفى «مكتب تفكيك» و نقد نگاه اين مكتب
به ترجمه فلسفه از يونانى به عربى
حسين مظفرى
چكيده
مكتب تفكيك، كه ميرزا مهدى اصفهانى در حدود هشتاد سال پيش بنيان نهاد، سه راه و روش معرفتى قرآن، عرفان و برهان و نتيجه حاصل از آنها را متفاوت ميداند و ناب ساختن و خالص نگاهداشتن شناختهاى قرآنى و سرهفهمى آنها به دور از «تأويل»، «مزج» و «التقاط» را هدف خويش ميخواند. شخصيتهاى مهم اين مكتب عبارتاند از: ميرزا مهدى اصفهانى، سيد موسى زرآبادى، شيخ مجتبى قزوينى، ميرزا جواد تهرانى، شيخ محمود حلبى، محمد رضا حكيمى، سيد جعفر سيدان و... . نگاه تفكيكيان به مسائل مختلف درباره فلسفه اسلامى، با ديدگاه رايج فيلسوفان مسلمان در باب اين امور متفاوت است و هر يك از آنها بايد جداگانه نقد و بررسى شود.
آنان در باب ترجمه فلسفه از زبان يونانى به عربى معتقدند اين كار، توطئه خلفاى جور براى مقابله با اهلبيت عليهمالسلام بوده است و براى آن آثار سوء متعددى بر ميشمارند. اين نوشته نشان داده است كه گرچه سوء نيت خلفا از اين كار، انكارناپذير است، اهداف مثبت ديگرى نيز در نظر بوده و در مجموع، ثمرات ترجمه فلسفه از زيانهاى آن بيشتر بوده است. اين نوشتار به تمام مواردى كه تفكيكيان آثار سوء ترجمه ميشمارند پاسخ داده است.
كليد واژهها
مكتب تفكيك، ترجمه، فلسفه.
دائرهالمعارفنويسى در ايران و جهان
حسن طارميراد
چكيده
نوشتار حاضر، حاصل گفتگويى است با معاون علمى بنياد دايرهالمعارف اسلامى (دانشنامه جهان اسلام) حجهالاسلام و المسلمين حسن طارمى راد، در باب دائرهالمعارفنويسى، اهميت و جايگاه دائرهالمعارفها در عرصه علم و دانش.
محورهاى اصلى مطرح شده در اين گفتگو عبارتند از: تعريف دائرهالمعارف، تاريخچه دائرهالمعارفنگارى، تفاوت دائرهالمعارف و فرهنگنامه، نقش دائرهالمعارفها در معرفى و ترويج دين مبين اسلام و فرهنگ اهل بيت عليهمالسلام، راهكارهاى ترويج فرهنگ استفاده از دائرهالمعارفها، ويژگيهاى دائرهالمعارف خوب، مراحل تدوين دائرهالمعارف، امكانات لازم و مشكلات پيشرو در نگارش يك دائرهالمعارف، روند مطلوب گزينش مدخلهاى دائرهالمعارف، اهميت پرونده علمى، ويژگيهاى يك مقاله دائرهالمعارفى، دائرهالمعارفنگارى در ايران و جهان اسلام، آينده دائرهالمعارفها در ايران و جهان، آفات دائرهالمعارفنويسى، ميزان موفقيت دائرهالمعارفهاى نگارشيافته در حوزه معارف اسلامى، ضرورت نگارش دائرهالمعارف در اين حوزه و مسئوليت حوزههاى علميه، دائرهالمعارفهاى علوم عقلى، نقش دائرهالمعارفها در جنبش نرمافزارى در قلمرو علوم اسلامى و اهميت نگارش دائرهالمعارف براى كودكان و نوجوانان.
در پايان نمونهاى از دائرهالمعارفهاى مفيد در حوزه دين، به ويژه اسلام، معرفى شدهاند.
كليد واژهها
دائرهالمعارف، فرهنگنامه، مدخل، پرونده علمى، دائرهالمعارفنويسى، اطلاعرسانى.
نگرشى كلى به فرهنگنامهنويسى
سيد ابراهيم موسوى
چكيده
فرهنگنامه شايد كاربرديترين كتاب مرجع براى متخصصان و دانشوران است. كتابهاى مرجع دو دستهاند؛ يا اطلاعات مستقل ارائه ميدهند و يا اطلاعات مربوط به متن خاص را به ياد ميآورند. از دسته اول برخى مفصل هستند كه به آنها دائرهالمعارف ميگوييم و برخى فقط كلمه را توضيح ميدهند كه آنها را فرهنگ لغت ميناميم. فرهنگنامه حد وسطى بين آنهاست و فوايد هر دو را با هم دارد، به اين جهت مهمتر از بقيه محسوب ميشود.
فرهنگنامه، با تمام فوايد آن، كارى سخت و دقيق است و از زمان پيدايش تا به حال بر دامنه استفاده از آن، در شكلها و قالبهاى متفاوت افزوده شده است. توجه فرهنگنويسان به عرضه بهتر، دقيقتر و مناسبتر باعث شده كه ارائه فرهنگنامهها در كميت و كيفيت، تنوع بيشترى داشته باشد.
در اين مقاله، برخى از نكات مهم پيرامون فرهنگنامهنويسى مورد بررسى قرار گرفته، كه عبارتند از: هدف از فرهنگنامهنويسى، اجزاى اصلى فرهنگنامه، شيوه نگارش و عرضه، نظم مطالب، ترتيب مدخلها، تعريف و محتواى آنها، مسايل و مشكلات فرهنگنامهنگارى.
كليد واژهها
فرهنگ، فرهنگنامه، شيوه نگارش، مدخل، نظم منطقى، غايت فرهنگ، انواع فرهنگ.
طرح تدوين كتابشناسى بزرگ شيعه يا دانشنامه آثار علمى شيعه
رضا مختارى
مؤسسه كتابشناسى بزرگ شيعه5.
چكيده
تدوين يك كتابشناسى جامع كه به معرفى همه آثار علمى انديشمندان شيعه در گذر تاريخ بپردازد، ضرورتى اجتنابناپذير است. اين نوشتار ابتدا درباره تدوين كتابشناسى بزرگ شيعه و نقش آن در دفاع از تشيع و معرفى آن به جهانيان به تفصيل بحث كرده است، و در ادامه خلاصهاى از طرح تدوين دانشنامه آثار علمى شيعه و فعاليتهاى صورت گرفته در مسير تدوين آن ارائه ميدهد.
از آنجا كه يكى از اهداف نشريه معارف عقلى، معرفى مراكز دائرهالمعارفى و طرحهاى پژوهشى بزرگ است، طرح تدوين كتابشناسى بزرگ شيعه، كه ابتكارى نوين در عرصه معرفى آثار شيعه به شمار ميرود، به محضر خوانندگان تقديم ميشود.
كليد واژهها
كتابشناسى، كتابشناسى شيعه، آثار علمى، اماميه، شيعه.
پيششمارة 3
عرفان اسلامى؛ بايستهها و کاستىها
آيتالله مصباح يزدى
اشاره:
اين مقال، حاصل سخنان حضرت آيتالله مصباح يزدى «دام ظله» در جمع اساتيد و دانشپژوهان عرفان در مركز پژوهشى دائرةالمعارف علوم عقلى اسلامى است.6. معظم له، با بيان تاريخچه، اهداف و ضرورت كارهاى آموزشى و پژوهشى در مؤسسة امام خمينيŠ يكى از غامضترين كارهايى را كه بايد صورت گيرد، به عرفان اسلامى مربوط دانستند و كمبود نيروى انسانيِ باتجربه را ازمشكلات اساسى اين امر بر شمردند.
ايشان، عرفان را با فلسفه متفاوت دانستند و اشاره كردندكه از ديرباز دو ديدگاه دربارة عرفان وجود داشته است: گروهى بر اين باور پاى مىفشردند كه هر عارفى هرچه گفته، حق است؛ و در مقابل دستة ديگر همة اينها را كفر دانستهاند، و ما بايد شيوهاى را كه علامه طباطباييŠ در فلسفه پيش گرفتند، در عرفان شبيه سازى كنيم؛ يعنى نقد و بررسى منصفانة مسائل عرفانى به دور از تعصبات غير محققانه. بنابراين با توجه به پيچيدهتر بودن اصطلاحات عرفانى در قياس با اصطلاحات فلسفى، اين امر دقت و حساسيت بيشترى مىطلبد.
کليد واژهها:
عرفان اسلامى، فلسفة اسلامى، اصطلاحات عرفانى، اصطلاحات فلسفى.
نسبت دين، عرفان و فلسفه
سيد يدالله يزدانپناه
چكيده:
نوشتار حاضر، حاصل گفت وگو با حجتالاسلام والمسلمين استاد يزدانپناه، در باب نسبت دين، عرفان و فلسفه است.
محورهاى اصلى مطرح شده در اين گفت وگو عبارتاند از: انفكاكناپذيرى دين، عرفان و فلسفه و مراد از آن ؛ معناى دين، عرفان و فلسفه، و نسبت بين آنها؛ قلمرو، اختلافات و مشتركات اين سه حوزه؛ توافق و تعاضد آنها نسبت به يكديگر، به ويژه از نظر صدرالمتألهين و آثار اين هماهنگى؛ علت تخطئة عقل از سوى برخى عرفا؛ ويژگىهاى معرفت فلسفى، عرفانى و وحيانى از نظر مطابقت با واقع و ميزان واقعنمايى آنها.
كليدواژهها:
عرفان اسلامى، قرآن، معارف دين، فلسفة اسلامى، برهان، عرفان نظرى، عرفان عملى، شهود، تجربة عرفانى، هستىشناسى.
سنجهها و ميزانهاى عرفان اسلامى
على امينىنژاد
چکيده
هر چند علم واقعنماست، ليکن آسيبهاى ادراکى انديشمندان را واداشته تا به تناسب هر علمى، در پى ابزار و عواملى باشند که بتواند گزارههاى علمى را به محک مطابقت با واقع بکشاند، تا در نهايت درصد اطمينانآفرينى دانش را فزونى بخشيده، واقعنمايى آن را پشتيبانى کند. محصول اين تکاپو، فراهم آمدن مجموعههايى مانند منطق است.
در وادى علوم عرفانى، که به جهت عميق بودن معارف نظرى آن و پرخطر بودن مسير سلوک عملى در آن، نياز به چنين امورى ضرورىتر مىنمايد، محققان از دير باز در صدد تحقيق و ارائة ميزانهاى لازم براى تشخيص حق و باطل و تمييز صحت و سقم قضايا و احکام مطرح در عرفان عملى و نظرى بودهاند.
نوشتار حاضر، پس از بررسى برخى مطالب مقدماتى در اين زمينه، هشت امر را، به منزلة سنجههاى عرفان اسلامى معرفى و بررسى کرده است. اين هشت امر عبارتاند از: تجربه و شهود، تواتر، نفس مباحث عرفانى، استاد، حال سالک، تطابق مکاشفه با واقعيت خارجى، عقل، شريعت.
کليد واژهها:
ميزانهاى عرفان اسلامى، شهود، تواتر، عقل، شريعت.
عرفان و رويکرد معرفتشناختى نوين
سيد عطاء انزلى
چکيده:
در چند دهة گذشته، بهتبع الگوهاى فکرىاى که در چند قرن اخير بر فضاى فلسفى مغرب زمين سايه افکنده است، فيلسوفانِ دين و دينشناسان آن ديار بخش عمدهاى از تلاشهاى خود را مصروف بررسى شرايط معرفتشناختى تجربة عرفانى کردهاند.
يکى از جريانسازترين نظريات مطرح شده در اين ميان، نظرية «ساختگرايي» يا «زمينهمندي» است, که سرشناسترين نظريهپرداز آن «استيون کتز» است. مقالة حاضر تلاشى است براى تبيين منقح و مستند، و نقد مستدل و منصفانة اين نظريه. نگارنده در نهايت بر آن است که هرچند اين نظريه ما را در فهم شرايط تجربة عرفانى و ماهيت آن يک گام پيشتر برده است, ليکن به دليل کاستىها و اشکالات متعدد موجود درآن ـ که در اين مکتوب بدانها اشاره خواهد شد ـ و نيز شواهد مهمى که برخلاف مدعاى نظرية موجودند، نيازمند ارائة نظريهاى جامعتريم که همزمان، تحققبخش شرايط معرفتشناختى تجربه و شواهد متنوع سنتهاى عرفانى باشد.
کليد واژه:
ساختگرايى، زمينهمندى، ساختگرايان، تجربة عرفانى، استيون کتز، معرفتشناختى بنيادين، پديدار شناختى، حکمت خالده.
ضرورت ايجاد دورههاى آموزش عرفان اسلامى
(به همراه گزارشى از الگوى اجرا شده در مركز پژوهشى دائرةالمعارف علوم عقلى اسلامى)
احمد ابوترابى
چکيده:
بىترديد، مراتب عقل، سعة وجودى و تفاوت توانايىهاى ذاتى و اکتسابى افراد بشر، مىطلبد که معارف متفاوتى به آنان ارائه شود. سطوح متفاوتمعانى آيات و روايات و حقايق مطرح شده در کتاب، سنت و بهويژه مناجاتهاى معصومان‰، ـ که بيشتر افراد بشر از درك حقايق آنها عاجزند ـ نشان از اين واقعيت است.
بالا بردن سطح فکر و ايمان بشر براى درک حقايق والاتر عالم هستى، بخشى از وظيفة هدايت عمومى و دلسوزى براى انسانهاى ديگر است که انبيا و اولياى الهى در راه آن سختىهای زيادی را به جان خريدند، و فرهيختگان جامعه نيز به پيروى از آنان بايد در اين راه گام بردارند.
عرفان اسلامى يکى از علوم عهدهدار اين وظيفة بزرگ است؛ که براى انجام درست اين وظيفه دچار مشکلات، آسيبها و محدوديتهاى فراوانى است که کيان آن را تهديد مىکند، و براى رفع آن، بايد تدابيرى انديشيد. در اين نوشتار افزون بر اشاره به عناوين آسيبها و محدوديتهاى موجود، در ارائة عرفان حقيقى اسلامى، به ارائة الگويى براى آسيبزدايى از آن پرداخته شده است.
برنامه و سرفصلهاى درسى اجرا شده در مرکز پژوهشى دائرةالمعارف علوم عقلى اسلامى، براى تربيت محققان ورزيده در عرفان اسلامى الگويى عملى است، که در اين نوشتار با هدف استفاده از ديدگاههاى صاحبنظران، ارائه شده است.
کليد واژهها:
مراتب عقل، آموزش عرفان اسلامى، عرفان نظرى، عرفان عملى، عرفان ادبى، آسيبشناسى عرفان.
نگاهى به دائرة المعارف قرآن كريم
على خراسانى
چكيده
طرح تدوين دائرةالمعارف قرآن كريم، به همت «مركز فرهنگ و معارف قرآن» وابسته به دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم، در سال 1375 مطرح و از سال 1376 مقدمات تدوين آن فراهم گشت.
نوشتار حاضر، ابتدا به تعريف و پيشينه دائرةالمعارف نويسى مىپردازد و ضمن معرفى دائرةالمعارفهاى قرآنى، آنها را مورد نقد و بررسى اجمالى قرار مىدهد. سپس اهداف، امتيازها و قلمرو موضوعى دائرةالمعارف قرآن كريم را برمىشمارد. همچنين با معرفى پيكره دائرة المعارف قرآن كريم كه مجموعه اجزاى صورى و محتوايى را شامل مىشود، به بيان اجزاى مقالات ـ يعنى مدخل، شناسه، بدنه، منابع و امضا ـ مىپردازد. در پايان با ترسيم نمودار، مراحل تدوين و گردش كار مقالات و همچنين ساختار سازمانى و تشكيلاتى دائرةالمعارف قرآن كريم و شيوه نامه مخصوص آن تشريح شده است.
كليد واژهها:
دائرة المعارف، دائرة المعارف نويسى، قرآن كريم، فرهنگ نامه، مدخل، شناسه.
نگاهى به موسوعة مصطلحات التصوف الاسلامى
اكبر راشدى نيا
چکيده
موسوعة مصطلحات التصوف الاسلامى يکى از مجموعه فرهنگهايى است که با استناد به متون عرفانى به شرح و بررسى اصطلاحات عرفان پرداخته است. اثر حاضر، افزون بر اينکه اصطلاحات علم عرفان را شرح مىدهد،در اطلاعرسانى منابع عرفانى براساس اصطلاحات آن نيز سودمند است. چنين شيوهاى گرچه در زمينة اطلاع رسانى قابل دفاع و ثمربخش است، اما اين اثر نتوانسته در مجامع علمى جايگاهى بيابد و اين، معلول ضعف هاى آن است.
در نوشتار حاضر، ضمن معرفى اجمالى اين موسوعه، به برخى ضعفهاى آن، مانند استفاده از منابع نامناسب، استفاده ازغير اصطلاحات به جاى اصطلاحات، استفاده از اصطلاحات مترادف، جدا نکردن الفاظ مشترک، فقدان اصطلاحات لازم، تکرار بىروية متون، و... اشاره شده است.
کليدواژهها
اطلاعرسانى، اصطلاحات عرفانى، اصطلاحيابى، مستندسازى، نمايهنويسى.
شمارة 1
ابزارى بودن منطق
محمد ايزدى تبار
چکيده
نوشتار حاضر، درصدد بررسى جايگاه دانش منطق در ميان ديگر دانشهاست. از آنجا که بررسى تمايز علوم و تقسيمهاى علم نقش بسزايى در روشن شدن مسئلة مورد بحث دارد، در آغاز، بحث مختصرى در بارة دو نکتة مزبور مطرح کرده، سپس به اثبات ابزارى بودن منطق مىپردازيم. بدين امر نيز توجه داده مىشود که در باب منطق دو ديدگاه مىتوان داشت: يکى نگاه فىنفسه، و ديگرى در قياس با ديگر علوم، که غرض اصلى از علم منطق جهت دوم است. ازهمين ديدگاه است که منطق، دانشى ابزارى به شمار آمده که همة دانشها بدان نيازمندند. در بخش پايانيِ مقاله، معناى ابزارى بودن منطق بررسى شده و روشن مىشود که منطق ضمانت صحت فکر، از نظر صورت و ماده را بر عهده دارد. ولى در منطق، بحث از مادة فکر، به طور کلى صورت مىگيرد و اين علم به مواد خاص و جزئى که در افکار گوناگون به کار مىرود، نمىپردازد.
کليدواژهها
تمايز علوم، اصالى، ابزارى، منطق، منطق صورى
ساختار منطق
محمدرضا محمدعليزاده
چکيده
مباحث و ابواب منطق داراى ترتب عقلانى است و نمىتوان مباحث منطق را به دلخواه آغاز کرد؛ چرا که مفاهيم و محتويات ذهن روابط خاص و آرايش ويژهاى دارند.
در سخنان منطقدانان درباره تعداد ابواب منطق و ترتيب آنها و وجه آن، تفاوتهايى وجود دارد که مىتوان آنها را به سه دسته تقسم کرد:
دستة اول مربوط به تعداد ابواب منطق ارسطوست که بعضى آنها را شش، برخى هفت و بعضى هشت باب شمردهاند؛
دستة دوم مربوط به حذف و اضافههايى است که در ابواب منطق ارسطو صورت گرفته است؛ زيرا بعضى يک باب به ابواب منطق ارسطو افزودهاند و برخى يک بابِ آن را حذف کردهاند، و بعضى قسمتى از يکى از ابواب آن را جدا کرده و در باب مستقل قرار دادهاند؛
دستة سوم نيز مربوط به ترتيب بين ابواب منطق و وجه آن است؛ چرا که بعضى جايگاه يکى از ابواب منطق را بر يک يا چند باب ديگر مقدم مىدانند و برخى جايگاه همان باب را نسبت به آن يک باب يا چند باب مقدم نمىدانند و گاه نيز در وجوب يا اولويت تقديم يک باب بر باب يا ابوابى ديگر اختلاف کردهاند و هرکدام بر مدعاى خود دليلى ذکر مىکند.
اين مقاله سخنان منطقدانان را دربارة تعداد ابواب منطق و ترتيب بين آنها و وجه آن، بررسى مىکند.
کليدواژهها
ابواب منطق، اجزاى منطق، ساختار منطق، منطق تکوينى، منطق تدوينى، منطق نُهبخشى، منطق دو بخشى.
مقايسة مبناى منطق سنتى و منطق فرگه در تحليل قضيه
يارعلى کُردفيروزجائى
چکيده
قضيه، يکى از مهمترين موضوعات منطق است. در طول تاريخ منطق، دربارة اجزاى قضيه ديدگاههاى متفاوتى ابراز شده است. اما منطق سنتى و منطق جديد، که با کارهاى فرِگه آغاز شده است، در اين زمينه تفاوت مبنايى مهمى دارند. در منطق سنتى قضية حملى به موضوع و محمول تجزيه مىشود، اما در منطق فرگه قضيه به تابع و متغير تجزيه مىگردد و تحليل قضيه به موضوع و محمول، به نقد کشيده مىشود. مقالة حاضر، پس از گزارش هر يک از اين ديدگاهها، ديدگاه فرگه را نقد کرده و کوشيده است تا لوازم ناپذيرفتنيِ آن را نشان دهد.
کليد واژهها:
قضيه، موضوع، محمول، نسبت، تابع، متغير، مفهوم، شيء.
درآمدى بر منطق7.
آر. آرنالدز
مترجم: رضا صادقى
چکيده
آر. آرنالدز در اين مقاله با نگاهى تاريخى، جايگاه «علم منطق» را در جهان اسلام و نيز ارتباط آن را با ديگر علوم اسلامى، از جمله نحو، تفسير، فقه، كلام، فلسفه و عرفان بررسى مىكند. او ضمن بررسى واكنشهاى نخستين انديشمندان مسلمان در برابر ترجمة متون منطقى، ديدگاههاى منطقدانان مسلمان را با ديدگاههاى ارسطويى مقايسه مىكند.
منطق با ترجمهها و شرحها به جهان اسلام وارد شد، و با اين كه ابتدا برخى آن را به كلى نفى مىكردند، از نظر آرنالدز، حتى كسانى كه آن را ميپذيرفتند، با فروكاستن آن به ابزارى براى ارزيابى نامها و معانى از مسير ارسطويى جدا ميشدند. پيشفرضهاى كلامى و نفوذ آثار سريانى و رواقى نيز از عوامل ديگرى بود كه در آغاز ظهور منطق اسلامى، آن را از منطق ارسطويى جدا ميساخت. آرنالدز در كنار اين امور، به خلاقيتها و ابتكارات شارحانى مانند فارابى و ابن رشد نيز اشاره كرده، تأكيد مىورزد كه با آثار ابنسينا منطق به منزلة بخش مقدماتى فلسفه تثبيت شد، همانگونه كه با آثار غزالى، وارد علم فقه گرديد. با اين حال، او اذعان مىدارد كه حتى پيش از غزالى نظرية استدلال، در چارچوب علم اصول، كانون توجه مسلمانان بوده است.
کليد واژهها:
منطق، تاريخ منطق، نامگرايى، واقعگرايى، فلسفة منطق، ضرورت، ظاهرگرايى
بررسى و تكميل مدخل «منطق» در دائرةالمعارف اسلام8.
عسکرى سليمانىاميرى
چکيده
نگاه مقالة «منطق» در دائرةالمعارف اسلام به منطق و مراحل آن در جهان اسلام، کاستىهايى دارد که اين نوشتار در مقام نقد آنهاست:
اولاً، نامگذارى اين علم به «منطق» از سوى مسلمانان برگرفته از آيات قرآن نيست؛
ثانياً، مخالفت برخى مسلمانان با منطق، در عربگرايى و باورهاى دينى مسلمان ريشه ندارد؛
ثالثاً، سير تحول منطق را در جهان اسلام به دست منطقدانان مسلمان، مطرح نمىسازد.
در پايان، ناقد با بيان سير اجمالى منطق از عصر ترجمه در جهان اسلام، نواقص مقالة آر.آرنالدز را تکميل مىکند.
كليد واژه
منطق، دائرةالمعارف اسلام، آرنالدز، منطقدانان مسلمان، عصر ترجمه
شيوهاى ديگر در تدوين فرهنگنامههاى
اصطلاحات علوم عقلى اسلامى
به ضميمة مقالات «تصور» و «منطق» (از فرهنگنامة منطق)
احمد ابوترابى و محمد ايزدىتبار
چکيده
مرکز پژوهشى دائرةالمعارف علوم عقلى اسلامى در نظر دارد پيش از نگارش دائرةالمعارف علوم عقلى اسلامى، فرهنگنامههايى در زمينة منطق، فلسفه، کلام و عرفان منتشر نمايد.
اين فرهنگنامهها، ويژگىهايى دارند که آنها را از همة دانشنامههاى موجود متمايز مىسازد و برخى از شاخصههاى بىسابقه در محتوا، برجستگى ويژهاى در آنها ايجاد خواهد کرد.
اولين رشتهاى که به لحاظ ترتيب منطقى براى نگارش فرهنگنامه برگزيده شده، منطق است.
در اين شماره، دو نمونه از مقالات نگاشته شده با ويژگىهاى مورد نظر، يعنى مقالة «منطق» و مقالة «تصور»، جهت بهرهمندى از ديدگاههاى دانشوران علوم عقلى و کارآشنايان در امرِ دانشنامهنويسى ارائه مىگردد؛ بدان اميد که صاحبنظران با راهنمايىهاى خود، ما را در تصحيح و تکميل اين شيوه يارى رسانند.
کليدواژهها
منطق، تصور، علوم عقلى، فرهنگنامه، دانشنامه
معرفى اصطلاحنامة منطق و تأملى در آن
عسكرى سليمانى اميرى
چکيده
گسترش علوم و گوناگونى اطلاعات، بشر را واداشته تا امکانات علمياى فراهم آورد که اطلاعات، سريع و دقيق براى جويندگان به دست آيد. يکى از اين نوع امکانات دائرةالمعارفنگارى است, و ديگرى اصطلاحنامهنويسى؛ تا در آن، ساختار و هندسة يک علم و نيز جايگاه يک اصطلاح در ساختار آن علم و روابط آن با اصطلاحات ديگر روشن شود. در اين مقاله، اصطلاحنامة منطق معرفى مىشود و با تأمل در کاستىهاى آن پيشنهادهايى ارائه ميگردد.
کليدواژهها
اصطلاحنامه، اعم، اخص، مترادف، نمايش الفبايى، نمايش نظاميافته، نمايش ترسيمى، نمايش درختى.
شيوهاى نو در مدخلشناسى
محمد کريمى
چكيده
از نخستين نيازهاى نگارش دائرة المعارف، شناسايى مدخلهاى آن است. شيوه انتخاب مدخلها و دسته بندى آنها نقش مؤثرى در ساختار دائرة المعارف دارد. مركز پژوهشى دائرة المعارف علوم عقلى اسلامى، بر خلاف دائرة المعارفهاى ديگر، براى مدخلگزينى شيوه اى جديد برگزيده است. اين شيوه هرچند زمانى طولانى مى طلبد، محصول آن كارى بنيادى و ماندنى خواهد بود. در اين شيوه با استفاده از اصطلاحنامة هر يك از علوم، مدخلها شناسايى شده، سپس در يك دسته بندى كلى به دو مقام «تحقيق» و «عرضه» تقسيم مى شود. در اين مقاله، ويژگىهاى هر مقام تبيين شده است.
كليدواژهها
مدخل، اصطلاحنامه، دائرةالمعارف، روابط اصطلاحنامه اى، رابطة سلسله مراتبى، رابطة ترادف، رابطة وابستگى.
شمارة 2
بررسى ديدگاه فيلسوفان مسلمان
در باب تعريف «تصور» و «تصديق»
تهيه و تنظيم: حسن عبدى
اشاره
اين مقال، حاصل گفتوگويى ميان علامه مصباح يزدى، استاد فياضى و دکتر لگنهاوسن در باب تعريف «تصور و تصديق» از ديدگاه فيلسوفان مسلمان است.9.
در اين نشست، اساتيد معظم، براساس ترتيب زمانى، تعريفهاى مطرح شده براى تصور و تصديق را بيان کرده، پس از نقد و بررسى، به وجه جامع آنها اشاره و به نقد و بررسى اشکالهاى مطرح شده پرداختهاند.
کليد واژهها
تصور، تصديق، علم حصولى، قضيه، حکم، اعتقاد، صدق قضيه، اذعان، فيلسوفان مسلمان
اقسام بديهى و چالش تحقق
عباس عارفى
چكيده
اين مقاله به نُه فرض دربارة اقسام بديهى و نسبت آنها با علم نظرى اشاره کرده است و نيز به پنج ديدگاه دربارة فرضِ قابل قبول از فرضهاى مزبور پرداخته و پس از نقد و بررسى آنها به اين گزينه رهنمون شده كه دانستهها، نه همه نظرى است و نه همه بديهى، بلكه برخى بديهى و بعضى نظرى اند.
دراين مقاله همچنين به تفصيل از ديدگاه فخر رازى دربارة بداهت همة تصورات بحث شده، و پس از پىگيرى ريشة اين فكر، اين نتيجه به دست آمده كه اين نظريه متأثر از نگرش منون است. در نهايت با نقد اين نظريه، امكان نظرى بودن برخى تصورات اثبات گرديده است.
كليدواژهها
بديهى، نظرى، اقسام بديهى، اقسام نظرى، تصور، تصديق، تصور بديهى، تصور نظرى، تصديق بديهى، تصديق نظرى، مناقشة منون، شبهة فخر رازى
مخالفت امامان معصوم‰ و اصحاب ايشان با فلسفه
از نگاه مكتب تفكيك
حسين مظفرى
چكيده
تفكيكيان معتقدند امامان معصوم‰، و به تبع ايشان اصحابشان، از فلسفه و فلاسفه روىگردان بودهاند. اين مقاله با بررسى دو روايتى كه تفكيكيان آنها را نشانة مخالفت امامان‰ با فلسفه مىدانند و همچنين ادلهاى كه تفكيكيان آنها را نشانة مخالفت اصحاب با فلسفه مىشمرند نشان داده است كه نهتنها ايشان با فلسفه مخالف نبودهاند بلكه شمارى از اصحاب ضمن ابراز علاقه به فلسفه، و فراگيرى آن، به سهم خود در تكامل اين علم كوشيدهاند.
كليدواژهها
امامان معصوم‰، اصحاب امامان‰، فلسفه، مكتب تفكيك.
نگاهى به جايگاه علوم عقلى در ميان علوم
(باتأكيد بر ديدگاه فارابى، غزالى و قطبالدين شيرازى)
حسن اسلامپور
چكيده
با توجه به نقش تعيين كنندة علوم عقلى در ميان ديگر شاخههاى علوم انسانى، بررسى كارشناسانه و تبيين جايگاه علوم عقلى در مهندسى ساختار علوم اسلامى براى جهان اسلام، و به ويژه براى محققان و مراكزى كه نگاه دائرةْْالمعارفى به علوم دارند، از مسائل بسيار مهم است. مبانى و فضاى فكرى و نوع برداشت متفكران اسلامى از آموزههاى دينى امرى بوده است كه در تعيين موقعيت اين علوم و نقض و ابرامهاى موجود در اين زمينه نقشى تعيين كننده داشته است. اين نوشتار با گذرى بر مفهومشناسى و بيان خصيصههاى علوم عقلى، به تبيين و توجيه جايگاه اين علوم در ميان ديگر دانشها پرداخته است.
كليدواژهها
علوم عقلى، علوم نقلى، طبقهبندى علوم، فارابى، غزالى، قطبالدين شيرازى.
معرفيِ گزارشى از اثولوجياى ارسطو
به ضميمه رسالهاى منتشر نشده از اسکندر (ما استخرجه الاسکندر الافروديسى من کتاب ارسطوطاليس المسمّيٰ ]بـ[ ثولوجيا)
يارعلى كُرد فيروزجايى
چكيده
پس از آن كه ثابت شد اثولوجيا ترجمة آزاد انئادهاى (Enneads) چهارم، پنجم و ششم فلوطين بوده و از آنِ ارسطو نيست، سهم ارسطو در خداشناسى اندك شمرده شد و صبغة طبيعى فلسفة او برجسته گشت. اما گرچه اثولوجياى معروف از آنِ ارسطو نيست، به گواهى رسالهاى که از اسکندر افروديسى در دست است، وى كتابى به نام اثولوجيا داشته که اسکندر در اين رساله، مطالب آن را گزارش کرده است.
برخى مطالب اين رساله در آثار فيلسوفان مسلمان آمده است، و از اين روى، مىتوان گفت فيلسوفان مسلمان به اين اثر توجه داشتهاند، اما ظاهراً به دليل آنكه اثولوجياى منحول ارسطو، اثولوجياى ارسطو تلقى شده بود، چندان اعتنايى به خلاصة اسكندر از اثولوجياى راستينِ ارسطو نكردهاند.
انتشار گزارش اسكندر از اثولوجياى ارسطو، تحول مهمى در ارسطوپژوهيِ معاصر پديد خواهد آورد و دوباره صبغة الهيِ فلسفة او را برجسته خواهد ساخت.
كليدواژهها
ارسطو، اثولوجيا، اسكندر افروديسى، افلوطين، مابعدالطبيعه.
كتابشناسى در گذر تاريخ
مهدى رحيمى
چكيده
كتابشناسىها زحمات طاقتفرساى بشر را براى ارتقاى علم و دانش در گذر تاريخ انعكاس مىدهند. به دليل اهميت اين دسته از كتابهاى مرجع، اين نوشتار كوشيده است تا پس از بيان تعريف كتابشناسى و اشارهاى مختصر به ضرورت تدوين آن، سير تاريخى تدوين كتابشناسىها در جهان، و به ويژه دنياى اسلام و عالم تشيع، را كانون مطالعه و بررسى قرار دهد. در ضمن، اشارة كوتاهى نيز به تاريخچة آن در ايران و دورههاى مختلف كتابشناسىهاى اسلامى رفته است.
كليد واژهها
كتابشناسى، علم كتابشناسى، فن كتابشناسى، فهرست، كتابشناسىهاى اسلامى، كتابشناسىهاى شيعى، الذريعة، كتابشناسى ملى.
شمارة 3
پرسشهاى کلامى و پاسخهاى آيتالله جعفر سبحاني(دام ظله)
تهيه و تنظيم: رحيم لطيفى
چکيده
علم کلام محور و زيربناى ديگر علوم دينى است. فهم دقيق ماهيت اين علم در گرو شناخت موضوع، مسائل، اهداف، مشربها، سير تحولات و روند تکاملى آن است.
نوشتة حاضر در راستاى تأمين برخى از اين محورها به طرح چند پرسش مهم و جستوجوى پاسخهاى آن از آثار آيتالله سبحانى پرداخته است. فهرست اين پرسشها بدين قرار است:
عوامل رشد و گسترش علم کلام اسلامى کدام است؟
نقش ائمه‰ در تبيين کلام اسلامى چيست؟
آيا در قرنهاى گذشته کتابى در قالب اصطلاحنامه يا دانشنامه يا موسوعه براى علم کلام نگارش يافته است؟
کليدواژهها
تکامل کلام اسلامى، اصطلاحنامه، موسوعه، ائمه‰.
جايگاه و گونههاى روش عقلى در علم کلام
على ربانى گلپايگانى
چكيده
نوشتار حاضر بر آن است تا گوشههايى از كاربرد روش عقلى را در حوزة كلام اسلامى بيان كند، و اينکه پيش از به كارگيرى تفكر عقلى در اين حوزه بايد به پيشفرضهاى آن ملتزم بود؛ يعنى اولاً، متكلم عقل را به منزلة ابزارى مستقل براى كسب معرفت بپذيرد؛ و ثانياً، به حجيت آن معتقد باشد. از اين روى، تمام فرق شيعه وسنى، جز شمار معدودى همچون اهلحديث و اخبارىها، روش تفكر عقلى را به رسميت شناختهاند، ولى ديدگاههاى يکسانى در باب قلمرو عقل نداشتهاند. به همين جهت، در اين نوشتار ملاکهاى افراط وتفريط در به کارگيرى عقل تبيين شده است.
از ميان فرق اسلامى، شيعيان با بهرهگيرى از معارف ناب اهلبيت‰ از عقل به منزلة حجت باطنى، بنيان حيات معقول، راه خداشناسى و ابزار شناختِ خوبىها و بدىها بهره بردهاند.
متكلمان در به كارگيرى تفکر عقلى در حوزة كلام به دو گروه طرفدار تفكر عقلى فلسفى و طرفدار تفكر عقلى غيرفلسفى تقسيم شدهاند، كه تفكر عقلى فلسفى نيز خود به دو قسم تفكر عقلى فلسفى خاص و تفكر عقلى فلسفى عام تقسيم گشته است. مؤلف معيار اين تقسيمبندى را تشريح کرده است.
كليدواژهها
روش عقلى، روش فلسفى، تفکر عقلى، تفکر فلسفى، تفکر عقلى فلسفى، تفکر فلسفى عام، تفکر فلسفى خاص، معتزله، اشاعره، شيعه، شيعة اماميه، اهل حديث، مکتب اهلبيت‰، روش اعتدال.
ادوار تاريخى علم کلام اسلامى
رسول رضوى
چكيده
علم كلام عهدهدار تبيين آموزههاى دين اسلام است و در مقابلِ پرسشها و انتقادهاى پيروان ديگر اديان، از اين آموزهها دفاع ميكند. كلام جزو اولين علوم اسلامى است كه در ميان مسلمانان پيدا شد و با همت بزرگان و دانشمندان برجستة اسلامى گسترش يافت و جامعة علمى تمدن اسلامى را تغذيه كرد.
با آنكه مسائل علم كلام از زمان آغاز دعوت اسلام مطرح شده بود، فرقهها و مكاتب كلامى پس از وفات پيامبر اسلام… نمود يافتند و هر كدام در اثبات عقايد خود تأليفاتى نگاشته، به ردّيه نويسى روىآوردند. اينكه اين گروهها كى و كجا و چگونه پديد آمدند؛ چه اهدافى را دنبال ميكردند؛ و در مباحث كلامى چه روشى داشتند، پرسشهايى هستند كه اين مقاله به اختصار به آنها پاسخ مىدهد، و در ضمن اين پاسخها، خلاصهاى از سرگذشت علم كلام در دورههاى مختلف تاريخى را ارائه مىكند.
كليدواژهها
شيعه، اماميه، معتزله، اشاعره، اهل حديث، كلام، صفوى، بنى عباس، بنى اميه، مغول، فرقه، ايران.
نسبت کلام اسلامى با فلسفة اسلامى
ابوالفضل خراسانى
چکيده
بررسى رابطة علوم با يكديگر از جنبههاى گوناگون اهميت دارد. در اين راستا، بحث از نسبت كلام و فلسفة اسلامى اهميت ويژهاى دارد.
پس از ورود فلسفه به جهان اسلام، مخالفتهاى زيادى با آن شد؛ تا جايى که بعضى از اساس، منکر فلسفة اسلامى شده، آن را به کلام تنزل دادهاند. در اين نوشتار، با پذيرش فلسفة اسلامى و اثبات استقلال كلام اسلامى و فلسفة اسلامى، به همراه بيان وجوه تمايز آن دو، به مسائل مشترک فلسفه و كلام نيز اشاره و با اثبات اتحاد و تعامل آن دو در برخى مسائل، تأثيرهاى متقابل اين دو علم بررسى شده است. اين مسئله نه تنها سبب تنزل فلسفه به کلام نمىشود، بلکه برهانى کردن كلام و تكامل آن را در بر دارد. در بيشتر منازعات کلام با فلسفه، کلام به سوى فلسفه آمده و شکل برهانى و عقلى به خود گرفته است؛ تا جايى كه برخى محققان معتقدند كلام در فلسفه هضم شده است.
کليد واژهها
کلام اسلامى، فلسفة اسلامى، معارف اسلامى، حکمت، فيلسوفان اسلامى، متكلمان اسلامى.
روششناسى علم كلام
سيدمحمدحسن علوى
چكيده
اهميت روششناسى علم کلام از آن روست که اختلاف روشها در گذر تاريخ، سبب پيدايى عقايد گوناگون و بعضاً انحرافى شده است.
در اين نوشتار با اشارهاى اجمالى به تاريخچة بحث، از جدلى بودن روشهاى علم کلام در دوران نخستين و چگونگى کاربرد آن در کلام و برهانى بودن کلام شيعى سخن به ميان آمده است.
همچنين علل پيدايش ر وشهاى کلامى و سه رويکرد بروندينى، دروندينى و جمع آن دو در روش علم کلام بيان گرديده است. نيز به اختصار مکاتب کلامى اهلحديث، معتزله و اشاعره نقد و بررسى و ويژگىهاى مکتب کلامى شيعه برشمرده شده است و در پايان، عقايد هر مکتب در باب صفات خداوند ذيل عنوان ديدگاه معطّله، مشبّهه و ديدگاه بين تشبيه و تعطيل مطرح گرديده است.
کليدواژهها
روششناسى، علم کلام، اهل حديث، معتزله، اشاعره، شيعه، معطّله، مشبّهه، کلام عقلى، کلام نقلى.
نامهاى مختلف علم کلام
حسين حجتخواه
چکيده
از مباحث مقدماتى و اساسى براى شناخت هر علم، آگاهى به نامها و اصطلاحات گوناگون آن علم و تاريخچة پيدايش و وجه تسمية آنهاست، و نيز اينکه مشهورترين نام آن علم چيست و کدام وجهتسميه براى آن مناسبتر است.
اين مقاله با همين رويکرد، نامهاى مختلف علم عقايد را بررسيده و سپس روى مشهورترين نام آن، يعنى «کلام» تمرکز يافته است، و با رويکردى تحقيقى و نقادانه، از تاريخچة پيدايش آن و نيز وجوه مختلف نامگذارى علم عقايد به «کلام» بحث کرده و سرانجام نظر برگزيده را مطرح ساخته است.
کليدواژهها
علم کلام، علم عقايد، الاهيات، اصول دين، اصول عقايد.
بررسى تعاريف علم كلام
احمد حيدرپور
چكيده
در اين نوشتار تعريفهايى كه دانشمندان از علم كلام ارائه كردهاند به ترتيب تاريخى نقل، و به نکات ضعف و قوت آنها اشاره شده است. براى نشان دادن سير تحول و تطور علم کلام و نيز نماياندن مقدار موفقيت دانشمندان در ارائة تعريفى جامع و مانع از علم کلام، که شامل ادوار تاريخى آن باشد، تعريف تفتازانى و لاهيجى ـ که علم کلام را به کلام متقدمان و متأخران تقسيم کردهاند ـ بيشتر کانون توجه قرار گرفته است. سپس پرسشهايى که اين تعريفها بىپاسخ گذاشتهاند مطرح گرديده، در نهايت خوانندگان به اين نظريه رهنمون مىشوند که آنچه را امروزه علم کلام مىنامند و علم واحدى تلقى مىشود مىتوان متشکل از چند علم دانست.
کليدواژهها
علم کلام، کلام متقدمان، کلام متأخران، موضوع علم.
برزخ در علم كلام
على شمس
چكيده
برزخ اصطلاحى است در علم كلام كه نخستين بار به معناى اصطلاحى خود در قرآن و روايات اسلامى به كار رفته است. برزخ در مباحث علم كلام به معناى زندگى مابين دنيا و آخرت است و به صورت اصطلاحى خاص ديده مىشود؛ به طورى كه بنابر نظر اكثر محققان فرقههاى اسلامى يكى از ضروريات اسلام است. اين عقيده در بين مسلمين منكران جدى و مهمى ندارد.
عالم برزخ بر حسب يافتههاى قرآنى و روايى، عالمى است پررمز و راز كه با مرگ آغاز مىشود و تا قيامت ادامه دارد. از يك سوى، براى مؤمنان سرشار از نعمتهاست، و از سوى ديگر، انعكاس گناهان كفار بوده، براى آنان جز عذاب ندارد.
در اينكه آيا همگان زندگى برزخى را درك مىكنند يا اين زندگى منحصر به مؤمنان محض و يا كافران محض است جاى تأمل و تحقيق بسيار است.
بخشى از احوال عالم برزخ عبارتاند از: زنده شدن مرده در قبر، پرسش قبر، عذاب قبر، پاداش قبر، رؤيت پيامبر… و امامان‰ و ملائكه.
كيفيت زندگى در عالم برزخ نيز محل نزاع متكلمان است، كه آيا بدن برزخى همان بدن طبيعى است يا مثالى و يا كيفيتى ديگر دارد؟
كليدواژهها
برزخ، عالم مثال، مرگ، زندگى بعد از مرگ ، عالم قبر، پرسش قبر، عذاب قبر، پاداش قبر.
گزارشى کوتاه، از دائرةالمعارف اسلام و ترجمههاى آن
رحيم لطيفى
چکيده
اروپايىها، اواخر سدة نوزدهم ميلادى، چکيدة بيش از دو سده پژوهشهاى اسلامى خويش را، در قالب مجموعهاى با عنوان Encyclopaedia of Islam (دائرةالمعارف اسلام) منتشر کردند.
اين مجموعه، در نوع خود، نخستين اثرى بود که در باب معارف اسلام به زبانهاى زنده (انگليسى، آلمانى و فرانسوى) در سطح جهانى عرضه شد و به زودى مبناى پژوهشها قرار گرفت و در کشورهاى متعدد اسلامى ترجمه و گاه نقد شد. از اين روى، بر آن شديم تا پس از معرفى اجمالى اين اثر و ناشران آن، به معرفى اجمالى ترجمهها و طرح نظرهاى مثبت و منفى در اين باره بپردازيم.
اثر مزبور کاستىهاى فراوانى، بهويژه در مدخلهاى مربوط به جهان تشيع دارد. اميد است پژوهشگران اسلامى، بيش از گذشته به نقد و تکميل آن بپردازند.
کليدواژهها
دائرةالمعارف ، دائرةالمعارف اسلام، دائرةالمعارف اردو، دائرةالمعارف EI.
معرفى و نقد «موسوعة مصطلحات علم الکلام الاسلامي»
محمدرضا امامىنيا
چكيده
موسوعة مصطلحات علم الكلام الاسلامى فرهنگنامهاى در علم كلام اسلامى تأليف آقاى دكتر سميح دغيم است. نويسندة محترم هدف خود را عرضة علم كلام اسلامى در قالب فرهنگنامه با استناد به آثار كلامى دو فرقة اشعريه و معتزله دانسته است. هرچند اين فرهنگنامه به گفتة مؤلف محترم آن، از ويژگىهايى همچون تنوع منابع، انتخاب موضوعات اساسى و اصلى و ارائة تعاريف عمده دربارة هر اصطلاح برخوردار است، ضعفهايى نيز دارد كه برخى از آنها بدين قرارند: غفلت از آثار مهم مذاهب مختلف، عدم جامعيت در قياس با اصطلاحات كلام اسلامى، بهكارگيرى غير اصطلاح به جاى اصطلاح، عدم ارجاع اصطلاحات مرتبط با يكديگر، فقدان نظم منطقى متون، تكرار متن، و مطالب بىارتباط.
كليدواژهها
كلام اسلامى، موسوعه، فرهنگنامه، اصطلاح، اصطلاح مرجَّح، مترادف، اخص و اعم، ارجاع، جامعيت، مشتركات لفظى.